حوادث و بيماريهاي ناشي از كار
حوادث و بيماريهاي ناشي از كار
مقدمه :
در حوادث ناشي از كار و بيماريهاي شغلي ، اغلب بين كارفرمايان و كارگران اختلافاتي پيش مي آيد كه بيشتر مربوط به عدم قابليت و قدرت كارگر يا معافيت او از كار و تعيين خسارت وارده و ميزان دستمزد مي باشد . براي رفع اين اختلافات پزشكان قانوني و متخصصين طب كار با همكاري بازرسان كار و كارشناسان بهداشت كار باتوجه به نكات زير ابراز عقيده مي نمايند : ( در حوادث ناشي از كار اظهارنظر بازرسي كار براساس بند هـ ماده 96 قانون كار و در بيماريهاي ناشي از كار اظهارنظر كارشناس بهداشت كار براساس قسمتي از ماده 85 و تبصرخ يك ماده 96 قانون كار مورد استفاده قرار مي گيرد . )
بخش اول : حوادث ناشي از كار :
تعريف حوادث ناشي از كار :
اتفاقاتي است كه بطور ناگهاني ، در اثر يك عامل خارجي بدون تعمد خود كارگر و در جريان كار ، براي او پيش آيد و منجر به خسارت جاني يا مالي گردد و… زيرا اگر خسارت جاني و مالي نداشته باشد شبه حادثه تلقي مي گردد .
شرايط زير بايد وجود داشته باشد تا حادثه ناشي از كار تلقي گردد :
1- حادثه به مناسبت كار پيش آيد .
2- در جريان كار اتفاق افتد .
3- در اثر حادثه عضوي آسيب ببيند كه كار اصلي را انجام مي داده است .
توضيح : حوادثي كه در واحدهاي تابعه محل كار و يا در مسير رفت و برگشت از محل سكونت به محل كار براي كارگر اتفاق مي افتد ناشي از كار تلقي مي گردد .
مسائل پزشكي قانوني در رابطه با حوادث ناشي از كار :
- علاوه بر تعيين مدت معالجه تعيين نقص عضو يا از كارافتادگي در صورت لزوم از مسائل پزشكي است كه ممكن
است به پزشكي قانوني ارجاع شود .
- نيز در بعضي موارد كيفيت صدمه وارده در تعيين مسئوليتها ممكن است دخالت داشته باشد و اظهارنظر پزشكي قانوني يا طب كار در اين باره ضرورت پيدا كند .
- بالاخره بي مناست نيست بدانيم كه مسائل پليسي مختلفي امكان دارد در موارد حوادث ناشي از كار مطرح گردد و مساله تعهدي بودن حادثه و يا لوث كردن جنايتي تحت اين عنوان به ميان آيد كه باز ضرورت اظهارنظر پزشكي قانوني را ايجاب نمايد .
بطور كلي حوادث ناشي از كار در رابطه با خطراتي بحث مي كند كه از مشاغل معيني حادث مي شود و در نتيجه آن از قدرت كارگر كاسته مي شود ، وظيفه پزشكي قانوني يا متخصص طب كار آنست كه با استفاده از نظر بازرسي كار تعيين كند :
1- عوارض موجود در اثر حادثه ناشي از كار پيش آمده است .
2- آيا بيماري سبب حادثه شده است ؟ براي مثال كارگري كه دچار بيماري صرع است در حين كار غش كرده و دچار سانحه شود .
3- آيا حادثه موجب تشديد بيماري قلبي كارگر شده است يا خير ؟ مانند كارگري كه دچار بيماري عروقي قلب است، در اثر كار سنگين شديد با يك اتفاق ، ناگهان مرضش شدت يافته و باعث زمينگيري او شود .
4- ميزان ازكارافتادگي چقدر است ؟ برقراري مستمري برمبناي مبلغي است كه حادثه از دستمزد كارگر كم مي كند در اين مورد بايد دستمزد قبل از حادثه و دستمزد پس از بهبودي و شروع بكار را محاسبه نمود و براساس اختلاف آنها كه همان ازكارافتادگي است ، مستمري را تعيين كرد .
5- در موارد مرگ در حين كار يا انجام وظيفه ، بايد پزشكان قانوني با تشريح نعشي تعيين نمايند كه ، مرگ ناشي از فعاليت در محيط كار است و حادثه موجب آن گرديده است يا بالعكس ، بيماري خود كارگر باعث آن شده است. مرگ در هنگام كار ممكن است بعلت حوادث بزرگ پيش آيد مانند تركيدن ديگ بخار يا تصادف با اتومبيل ضمن كار پارگي ديافراگم در ترمزبانهاي راه آهن به علت توقف ناگهاني ترن از عوارض خطرناك است .
علت عمده ديگر مرگ در حين كار ، سقوط از بلندي است كه بايد تعيين نمود سقوط در جريان كار بعلت بروز حادثه اي بوده و يا زمينه قبلي بيماري كارگر ، موجب مرگ و سقوط او گرديده است ، گاهي علت مرگ عوارض مبهم و پيچيده اي است مانند اورمي و بيماري قند و الكلسيم .
6- بايد تعيين نمود كه در سانحه كارگر مقصر است يا كارفرما ، براي مثال اگر ديگ بخار بتركد مقصر كافرماست مگرآنكه تقصير كارگر مسلم گردد ولي اگر دست كارگر در اثر بي احتياطي در ماشينهاي كارخانه گير كند ، مقصر كارگر است مگر عكس آن ثابت شود .
7- ضريب شغلي – نسبت كم شدن قابليت كار در مشاغل گوناگون را ضريب شعلي مي نامند . مثلاً لرزش دست در كارگر كشاورزي با كارگر فني ساعت ساز برابر هم نبوده و مسلماً براي ساعت ساز كه كار دقيقي دارد ، ايجاد نقص بيشتري خواهد كرد . بروز فتق ديسك بين مهره اي در كمر جراحان با پيش آمد همين عارضه در پزشكان يكسان نبوده و براي جراح موجب از كارافتادگي با ميزان بسيار زياد خواهد شد .
8- نقص عضوي كه طبق جدولهاي تدوين شده در قانون كار تعيين خواهد شد . ولي تعيين نقص عضوهاي متعدد در مجموع ، حاصل جمع تمام آنها نيست بلكه طبق فرمول زير اندازه گيري مي شود كه ابتدا نقص عضوي با ميزان بالاتر را ، از 100 كم كنيم و سپس حاصل تفريق را در نقص عضوي با ميزان بالا اضافه مي كنيم . مثلاً در حادثه اي دو نقص عضوي يكي به ميزان 90% و ديگري به ميزان 70% پيش مي آيد نقص عضوي در مجموع چنين محاسبه مي گردد :
10 = 90 – 100
7 = 100 : 70 × 10
97 = 7 + 90
بدين ترتيب نقص عضوي در مجموع دو نقص ، كه يكي 90% و ديگري 70% است .
160% = 70% + 90% در طب كار نخواهد شد . بلكه 97% تعيين مي گردد و به همين ترتيب هيچگاه مجموع نقص عضوي بيش از يكصد درصد نخواهد گرديد . ولي در قانون ديات فرمول فوق رعايت نمي شود و ميزان نقص عضوي حاصله از نقائص اعضاي مختلفه مجموع آنهاست .
بيماريهاي ناشي از كار ( بيماريهاي شغلي )
تعريف :
بيماريهاي ناشي از كار به زبان ساده بيماري است كه بعلت اشتغال به يك كار و تحت تاثير شرايط موجود در آن توليد و يا تشديد مي گردد .
شرايط موجود كه ممكن است بيماريزا يا باعث تشديد بيماري گردند عبارتند از : وجود عوامل فيزيكي شيميايي ، مكانيكي ، بيولوژيك محيط كار و بالاخره كيفيت انجام دادن كار يا حالات و حركاتي كه كارگر مجبور است براي اين منظور به بدن خود بدهد كه ممكن است بعلت تجاوز از حد طبيعي و يا تكرار و مداومت ، نتيجه آن مي تواند بيمار شغلي و عوارض ناشي از آن باشد .
البته ضرورت دارد به ايت شرايط زمينه خود شخص و وضع بهداشتي او را نيز اضافه كرد سپس با اين تعريف يك بيماري عادي كه هركس ممكن است در هرجا بدان مبتلا شود بيماري ناشي از كار تلقي نمي گردد ولو كارگر در محيط كار بدان دچار شده باشد . مثلاً كارگري كه در محيط كار دچار سينه پهلو مي شود بيماري ناشي از كار نيست چون ممكن بود همان بيماري را در منزل خود نيز بگيرد ولي مثلاً كارگري كه با مواد سربي سروكار داشته و دچار مسموميت مزمن با آن مي شود به يك بيماري ناشي از كار مبتلا شده است چون در زندگي خصوصي و خارج از محيط كارگاه با سرب سروكار نداشته تا دچار مسموميت با آن گردد .
معمولاً در ممالك مختلف جهت بيماريهاي ناشي از كار را بنحوي مشخص و معلوم ساخته و كيفيت پيشگيري و درمان و پرداخت غرامت و ساير حقوق كارگر بيمار را تعيين كرده اند . در كشور ما نيز با اقتباس از فرانسه سيستم جدولي را در اين باره پذيرفته اند . در اين سيستم بيماريهاي ناشي از كار به دو گروه متمايز منقسم مي باشند .
گروه اول : آنهايي هستند كه قانوناً پذيرفته و مشخص شده اند .
گروه دوم : آنهائيكه قانوناً پذيرفته نشده اند .
درباره گروه دوم كه قانوناً پذيرفته نشده اند براي اثبات ناشي از كار بودن آنها راي شوراي پزشكي لازم مي باشد . تركيب همچو شورايي بسته به هر مملكتي متفاوت است و معمولاً يك پزشك متخصص طب كار و يك پزشك وابسته به مراجع قانوني ( بيمه يا وزارت كار و غيره بسته باينكه در آن مملكت كدام مرجع باين مسائل رسيدگي مي كند ) و يك پزشك معالج متخصص با استفاده از اظهارنظر كارشناس بهداشت كار در آن شركت دارند و در نتيجه در تمام موارديكه شكي درباره ناشي از كار بودن يك بيماري وجود داشته باشد شوراي پزشكي مسئله را حل مي كنند .
اما در مورد گروه اول يعني آنهايي كه قانوناً پذيرفته شده اند نيازي به تشكيل شورا يا تشريفات ديگر نيست و جدولهاي تنظيم شده تكليف را روشن مي كند . بدين قرار كه براي هر بيماري كه قانوناً ناشي از كار شناخته شده جدولي تنظيم گرديده كه شماره آن جدول شماره آن بيماري است . تعداد اين جدول قانوناً در حال حاضر در ايرن 40 مي باشد كه همان تعدادي است كه در قديم در زماني كه از فرانسه اقتباس گرديده در آن كشور نيز همين تعداد بود . در حاليكه امروزه در فرانسه آنها از نود نيز متجاوز است . ( باتوجه به افزايش روزافزون بيماريهاي ناشي از كار بعلت مصرف مواد شيميايي و يا وسايل فيزيكي و مكانيكي تازه كه بيماريهاي ناشي از آنها بر تعداد بيماريهاي قبلي افزوده مي شود و ضرورت دارد در ايران نيز در ان باره تجديدنظر شود .
خصوصيات يك جدول بيماري ناشي از كار
بطوريكه اشاره شد عدد جدول شماره ترتيب بيماري مربوطه است كه تعداد كل آنها متجاوز از نود مي باشد . هر جدول شامل سه قسمت است :
در يك ستون اسامي تمام مشاغلي كه عامل بيماريزاي مربوزه در آنها وجود دارد به تشريح بيان گرديده است .
در ستون ديگر اسامي بيماريهايي كه عامل بيماريزاي مزبور بوجود مي آورد شرح داده شده است .
بالاخره در ستون سوم مدت مسئوليت هركدام از آن بيماريها معين گشته است .
مدت مسئوليت
تعريف : مدت مسئوليت مدتي است كه اگر كارگر بعد از قطع تماس با عامل بيماريزا در ظرف آن مدت علائم بيماريزا نشان داد بيماري او باز ناشي از كار شناخته مي شود .
در حقيقت منظور از مسئوليت ، مسئوليتهاي كارفرما ( يا بيمه گر بجاي كارفرما ) در قبال كارگر است ، زمانيكه كارگري در محيط آلوده و بيماريزايي كار مي كند طبيعي است كه مسئوليت هر نوع خطري از جانب آن محيط كه كارگر را تهديد كند با كارفرماست اما وقتي كارگر از آن محيط جدا شده و تماس خود را با آن قطع كرد ظاهراً بايد مسئوليت كارفرما نيز به پايان برسد ولي اين چنين نيست و مدت مسئوليتي كه بطور قانوني در هر جدولي تعيين شده كارفرما را تا آخر آن مدت معين در قبال كارگر بازهم مستول قرار داده ولو كارگر از آن كار رفته باشد . علت اين امر آنست كه بدبختانه اغلب بيماريهاي ناشي از كار بلافاصله بعد از آلوده شدن شخص و تاثير عوامل بيماريزا در بدن او ، علائم بيماري را نشان نمي دهد يعني كارگر باصطلاح آلوده و بيمار شده در حقيقت ، مدتها ظاهر سالم خود را حفظ مي كند و از بيماربودن خود بي اطلاع مي ماند و بعدها در اثر پيشرفت بيماري و بروز علائم ظاهري آن ، كارگر از بيمار بودن خود مطلع مي گردد . براي اينكه در اين موارد حقوق كارگر ضايع و پايمال نگردد مدت مسئوليت براي اين بيماري معين شده است .براي مثال بيماري سيليكوزيس را درنظر بگيريم اين بيماري ريوي كه ناشي از استنشاق گرد و غبار محتوي سيليس مي باشد جدول شماره 25 بيماريهاي ناشي از كار قانوناً پذيرفته شده را تشكيل داده و داراي مدت مسئوليت پانزده ساله است يعني تا پانزده سال بعد از قطع تماس كارگر با گردو غبار محتوي سيليس ( تعويض شغل ، اخراج و غيره ) اگر كارگر اين بيماري را بروز داد ناشي از كار پذيرفته مي شود . اين امر بدين علت است كه بدبختانه وقتي اين بيماري در بدن بوجود آمد بطور برگشت ناپذيري به سير خود ادامه مي دهد در حاليكه سالهاي سال ممكن است هيچگونه علامت ظاهري نداشته باشد و شخص بيمار خود را سالم تصور نمايد تا پيشرفت بيماري بحدي برسد كه كارگر مجبور به مراجعه به پزشك گردد و يا در مواردي بعلت ديگري از ريه هاي وي راديوگرافي بعمل آيد و بيماربودن او مشخص گردد .
دپيستاژ يا بيماريابي
بيماريابي يا دپيستاژ يك اصل مهم در مبناي كار و بهداشت كارگري است ( اهميت آن پس از تشكيل پرونده پزشكي بدون شروع بكار باستناد قسمتي از ماده 92 قانون كار و انجام معاينات قبل از استخدام باستناد ماده 90 قانون تامين اجتماعي كه با هدف انتخاب كارگر متناسب با كار مرجوع است ) كه عبارتست از معاينات دوره اي كارگران سالم يا در حقيقت به ظاهر سالم مي باشد . براي شناختن كارگران بيمار در بين آنان و جداكردن آنها از بقيه كارگران بمنظور اقدام به درمان آنها و مهمتر از آن پاكسازي و سالمسازي محيط بنحوي كه ديگر براي ساير كارگران اعمال بيماريزايي نكند . در حقيقت پيدايش يك مورد بيماري ناشي از كار در كارگاهي نشان دهنده آلودگي و بيماريزايي آن محيط كاريست كه ضرورت دارد هرچه زودتر پاك و غيربيماريزا گردد .
در نمونه سيليكوزيس كه فوقاً بدان اشارت شد اگر كارگر بطور دوره اي مورد معاينه قرار گيرد بدون اينكه ظاهر مريض شده باشد هم بيماري او در آغاز كار شناخته خواهد شد و هم باعث اقدامات پاكسازي محيط خواهد گرديد .
معاينات دوره اي بسته به نوع كار و خطرات موجود هر 2 يا 3 يا 6 ماه يكبار و يا حداقل ساليانه بسته به كيفيت شرايط محيط كار طبق ضوابط در ايران بايستي انجام گيرد .
علت تاكيد بر شناسايي بيماريهاي ناشي از كار
در بهداشت كار به دو علت روي شناسايي بيماريهاي ناشي از كار تاكيد مي شود .
اول : جهت اطلاع پيدا كردن از بيماريزا بودن محيط و اقدام به سالم سازي آن و در نتيجه پيشگيري از بيمارشدن ساير كارگران كه علت اصلي و مهم مي باشد .
دوم : جهت استفاده كارگر از مزاياي بيمه اي اين نوع بيماريها ، مي دانيم كه از نظر بيمه هاي اجتماعي يك بيماري ناشي از كار كاملاً مثل يك حادثه ناشي از كار تلقي مي شود يعني كارگر بيمار از همان روز اول بيماري از تمامي امكانات درماني تا بهبودي كامل با رعايت امكانات درماني استفاده نموده و غرامت دستمزد خود را نيز مثل حادثه ديدگان بطور كامل دريافت مي دارد و با او عيناً مثل يك نفر حادثه ديده رفتار مي شود نه يك بيمار معمولي .
مي دانيم كه در مورد يك بيماري معمولي شخص نه تنها حقوق كليه ايام بيماري خود را نمي گيرد بلكه براي مدتي كه مي گيرد حقوق كامل نيست و بسته به شرايط مختلف مقادير متفاوتي كمتر مي گيرد . به جدول نودگانه موجود در کتاب بیماریهای و عوارض ناشی از کار آقای دکتر صمد قضایی مراجعه شود.
سلام و خیر مقدم خدمت شما بازدید کننده محترم. علی کریمی دانشجوی کارشناسی ناپیوسته رشته مهندسی بهداشت حرفه ای هستم. هدفم از طراحی این وبلاگ پرداختن به کلیه مسائل مربوط به سلامتی و در نتیجه قابل استفاده بودن آن برای همه اقشار جامعه می باشد. امیدوارم مطالب وبلاگ برای شما مفید و مثمر ثمر باشن. یک سری هم به آرشیو مطالب بزنید بد نیست! ضمنا پیشنهادات و انتقادات شما باعث بهتر شدن روز افزون وبلاگ خواهد شد.